کاش یه بار دیگه بگه

گفت : بابای من میشی؟؟؟

گفتم : آخه من خودم بابا دارم

گفت: خوش به حالت،----------------------- بابات قویه ؟؟؟

زبونم لال شد ... اشک پشت چشمام جمع شد ... خفه شدم ... کم آوردم

منتظر جوابم نشد ... رفت ...

با اینکه هر وقت میرم پیش بچه ها میپره بغلم ولی همیشه احساس میکنم یه چیزی بین نگاه من و اون گم شده ...

آرزو میکنم یه بار دیگه هم بگه

الان ٣ ساله پشیمونم که کاش میگفتم آره

/ 13 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرام

شیناف = شینا[خجالت]

saeed

سلام من شما را در پیوندهایم قرار دادم اگر اشکالی دارد امر بفرمایید تا بردارم[گل]

مريم ط

سلام امیدوارم نگاه گشمده رو باز هم تو چشمهای هم پیدا کنین [گل]

جوان ایرانی

عاقبت مدفن ما دشت بلاخواهدشد قبله سوم ماكرب و بلاخواهدشد برف سهل است اگرسنگ ببارد هرشب مجلس گرم عزاي تو به پاخواهدشد هر دم به گوشم می‌رسد ، آوای زنگ قافله این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله يک زن ميان محملی، اندر غم و تاب و تب است اين زن صدايش آشناست،ای وای من او زينب است فرا رسیدن ماه محرم رو تسلیت میگم ....

saeed

[قلب] موفق باشید

saeed

[قلب] موفق باشید

مامان ستاره

سلام شیمای عزیز اون قلب بزرگ و احساست زیبات قابل ستایشه خوب باشی [قلب][گل]