عدالت

خیلی وقته نمی نویسم چون وبلاگم لو رفته

دیگه نمیتونم همه ی حرف دلمو اینجا بگم

خواستم بگم فکر نکنین کنار کشیدم. ... کنار نکشیدم که هیچ روز به روز داره وابستگیم به بچه ها بیشتر میشه ...

هر لحظه که میگذره بیشتر بهشون وابسته میشم ...نمیتونم بگم عین بچه های خودم چون تا حالا تجربه نکردم که بچه خود آدم یعنی چی ؟

ولی وقتی یکیشون موهاش بلند میشه من اذیت میشم ... وقتی لباسش کثیف میشه یا مریض میشه یا غمگین و دلتنگ میشه میفهمم

وقتی یکیشون گریه میکنه میفهمم ناراحته یا دلتنگ

دلتنگ زندگی .. دلتنگ هوای تازه، نور آفتاب، دلتنگ مادر و پدر ... همشون رو حس میکنم ...

خیلی غمگین و سنجاق خورده

کی فکرش و میکرد؟؟؟ اصلا فکر نمیکردم به این سرعت تو این مسیر پیش برم؟؟؟

که بچه ها بهم بگن بابا ... الان تو ٢ تا مدرسه استثنایی جزو اولیا هستم ...

تو یکیشون بابای مهدی که ناشنواست ... نو یکیشون هم بابای ناصر و یوسف و امید ؟؟؟

به خاطر اینکه یعنی مجوز ها رو داشته باشم مجبور شدم تو یه سری کلاس فشرده مددکاری شرکت کنم که الان هم دیگه رسما مددکار اجتماعی شدم ...

دوست داشتم همون رهگذره باشم که هر روز میاد و به بچه ها سر میزد ... نمیخواستم از روی رسم و اجبار برم پیش بچه ها ... ولی حالا هم در عوض یه سری امکاناتی دارم که اون موقع نداشتم. مثلا مجوز این رو که هر وقت دلم بخواد میتونم بچه ها رو به گردش ببرم ... از این یکی خیلی خوشحالم

خلاصه از یه طرف خوبه از یه طرفم بد

بعد از این همه مدت رفت و آمد هنوزم نمیدونم عدالت خدا کجاست ؟؟؟

یعنی چرا یه بچه باید به خاطر ماشین برقی گریه کنه یه بچه هم به خاطر چند دقیقه بیرون و دیدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه بخوام توجیه کنم میگم حتما حکمتی داره ... چه حکمتی؟؟؟ کدوم حکمت ؟؟؟ این چه حکمته ظالمانه ای که به خاطرش باید یه بچه از روز تولد تا آخر عمرش عذاب بکشه ؟؟؟؟ درسته خیلی هاشون خوشحالن و همیشه شاد... ولی بعضی هاشون واقعا دارن عذاب میکشن ... مثلا یکیش که همیشه دستاش باید بسته باشه تا انگشتاشو تا استخون نجوه ...

نمیدونم چرا بعضی ها بچه هاشون رو میارن میزارن اونجا ؟؟؟

یه بچه سندرم دان که اذیتی نداره ... خیلی هم بانمک و شیرینه ... اون چرا باید اونجا باشه ؟؟؟

خلاصه خیلی از چرا های دیگه که همشون بر میگرده به برقراری عدالت خدا؟؟؟

میدونم همه مذهبی ها واسه این توجیه دارن .. همش و شنیدم و پرسیدم و گشتم ولی هیچکدوم راضیم نکرده ...

فقط یه راه میمونه اونم این که اصلا خدا قرار نیست تو این دنیا عدالت رو برقرار کنه(البته اگه دنیای دیگه ای هم باشه) ... چون اگه عدالت اجرا میشد .. فکر نمیکنم آدمی تو دنیا زنده میموند

/ 6 نظر / 19 بازدید
آرام

سلام بابا شینا! خوش به حالت که این همه بچه داری و حسابی لذتش رو میبری[چشمک] راستی شما تصمیم ندارید برای این همه بچه مامان تهیه بفرمائید؟؟[نیشخند][چشمک]

آزی

خدا خیرتون بده که به فکر این بچه ها هستید ولی اگه عدالتی وجود داشت این همه بی عدالتی نمی دیدیم به نظرم جمعیت یک چهارم میشد

آزی

آرام جان شما مطمئنی که درست تصمیم گرفتی ؟[لبخند] [نیشخند]

مريم ط

سلام همیشه باید شک کرد تا به یقین رسید حتی در مورد خدا [گل] زیبا بود ... [گل]

جوان ایرانی

سلام خوب هستید انشا الله ؟ به کارتون خیلی حسودی ام میشه انشا الله همیشه شاد باشید و سلامت از روی نازگلهاتون که معصوم ترین هستن ببوسین تا بعدحق یارتون

احمد

گشتم نبود تو هم بگرد، ولی نیست عدالت و خدا رو میگم.